مشکلات اجرای ایده وقتی به صورت Freelance انجام می‌شود – من از مقصر متنفرم!

من یک ایده عالی دارم. ایده‌ای که تا حالا توسط هیچ شرکتی اجرا نشده و نسخه بومی آن وجود ندارد. در ساده‌ترین حالت برای اینکه ایده‌ام به مرحله اجرا برسد نیاز به یک طراح واسط کاربری و یک برنامه‌نویس دارم. اوه چه خوب. خودم در این دو مورد تخصص دارم و انجامش می‌دهم. بهتر از این نمی‌شود!

فکرم درگیر ماجرا می‌شود. به آینده اجرای ایده فکر می‌کنم. آینده‌ای که در آن بهترین اتفاقات ممکن قرار است اتفاق بیفتند و من تبدیل به گوگل در صنعت خودم می‌شود. پس یک کاغذ برمیدارم و شروع به کشیدن طرح اولیه خودم در قالب اسکچ می‌کنم (قطعا شما ابتدا از نوشتن پلن‌های اقتصادی و درآمدی شروع می‌کنید، بازار را می‌سنجید، تحقیق می‌کنید، پروپزال تهیه می‌کنید و هیچوقت بدون UX Designer کاری انجام نمی‌دهید اما من ساده‌ترین حالت را در نظر گرفته‌ام) و سپس دوباره غرق افکارم می‌شوم و کارم را آغاز می‌کنم.

اسکچ تقریبا کامل شده است و می‌روم سراغ طراحی و برنامه‌نویسی. با اشتیاق فراوان کارم را آغاز می‌کنم و چند روز درباره شوق کارم و ایده خوبی که دارم تبلیغ میکنم و بعد از مدتی احساس میکنم سرد شده‌ام. احساس می‌کنم واقعا چرا؟ چرا دیگر حوصله‌ای برای کار کردن ندارم؟ چرا همه چیز انقدر پیچیده شد؟ آها. من تنها کار می‌کنم و اشکال کارم همین است!

به سراغ کسانی که می‌شناسم می‌روم و ایده را با آنها در میان می‌گذارم. راه را یافتم. بهترین کار، کار گروهی‌ست. به چند دوست پیشنهاد می‌دهم تا همکاری را آغاز کنیم. بهتر از این نمی‌شود. قسمت شروع کار را به آنها می‌سپارم (ممکن است طراحی واسط کاربری باشد یا حتی برنامه‌نویسی). پس من منتظر می‌نشینم کار آنها تمام شود تا من کارم را شروع کنم. یک ماه می‌گذرد. اتفاقی نیفتاد؟ زنگ می‌زنم پیگیری می‌کنم. بهانه‌های عجیب و غریب می‌شنوم و دوباره زنگ می‌زنم و می‌گوید کار یک هفته دیگر به دستم خواهد رسید. خیالم راحت شد. یک هفته دیگر آغاز می‌کنم. هفته‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرند و وقتی ایده من توسط شرکت دیگری پیاده شد می‌فهمم در کارم شکست خورده‌ام و به دنبال مقصر می‌گردم و بلند فریاد می‌زنم : من از مقصر متنفرم!

اما مقصر کیست؟

قطعا از دیدگاه من مقصر همان طراح یا برنامه‌نویسی است که کار را به موقع به من تحویل نداد! اگر این مطلب را تا اینجا دنبال کرده‌اید و تجربه اجرای ایده‌ها را داشته باشید به خوبی می‌دانید درباره چه چیزی صحبت می‌کنم. درباره اتفاقاتی که همیشه به دنبال مقصر آن گشته‌ایم اما آیا مقصر واقعی خود ما نیستیم؟

وقتی ایده‌ای مطرح می‌شود تنها کسی که در ابتدا شوق کافی برای پیشبرد آن را دارد فقط و فقط من هستم. نباید انتظار داشته باشم کس دیگری به اندازه من برای اجرای آن شوق داشته باشد و بدتر از آن نباید طوری برنامه‌ریزی کنم که کارهایم یکی پس از دیگری انجام شود بلکه باید آنها را موازی پیش ببرم. پس اینجا هم اشتباه از من است. وقتی من کل ایده خام را در اختیار یک برنامه‌نویس یا طراح می‌گذارم و انتظار دارم همانند من فکر کند پروژه‌ام شکست خورده است!

بارها و بارها از افراد مختلف شنیده‌ام که ایده‌هایشان به خاطر کارشکنی یک نفر دیگر شکست خورده است. هیچوقت کسی خودش را مقصر نمی‌داند. همیشه ما در قسمت خوب ماجرا بوده‌ایم و کسی که قرار بوده کار ما را انجام دهد در قسمت بد داستان قرار داشته است. اما واقعا اینطور است؟ چند بار همچین اتفاقی رخ می‌دهد؟ یعنی در همه موارد ما در قسمت خوب داستان قرار داشته‌ایم؟ قطعا نه.

اگر بدانیم چطور می‌توان یک ایده را مدیریت کرد قطعا کار کردن با افراد مختلف برایمان لذت‌بخش‌تر از گذشته خواهد شد. مقصر همیشه وجود دارد اما باید درک کنیم مقصر واقعی شکست یک ایده شخصی، فقط و فقط خودمان هستیم و به راحتی تقصیرات را گردن دیگری نیندازیم.

نمیدانم تا چه اندازه موفق به رساندن مفهوم اصلی نوشته شدم اما در این مطلب قصد توهین به هیچ شخص خاص یا گروه خاصی را ندارم و صرفا تجربیاتی را مطرح کردم که ممکن است خیلی از کسانی که قصد دارند ایده‌هایشان را پیاده‌سازی کنند با آنها برخورد کنند. خیلی از ایده‌ها هیچوقت به مرحله اجرا نمی‌رسند. خیلی از ایده‌ها در مرحله اجرا متوقف می‌شوند و فقط درصد بسیار کمی از آنها با موفقیت اجرا می‌شوند و تداوم پیدا می‌کنند. بسیاری از ایده‌ها از همین کارهای کوچک شخصی آغاز می‌شوند و وقتی تاریخچه آنها را می‌خوانیم به خوبی متوجه می‌شویم که اجراکنندگان آن، نقش اصلی را در به ثمر رساندن ایده بر عهده داشته‌اند.

3 دیدگاه برای «مشکلات اجرای ایده وقتی به صورت Freelance انجام می‌شود – من از مقصر متنفرم!»

  1. نوشته خوبی بود فرهاد، فکر می کنم مشکل از ایده پردازی شروع می شود، وقتی به جای پیدا کردن راه حل ها می گوییم: اگر اینگونه بشود عالی ست! و وقتی به این مشکل رسیدیم سعی می کنیم با تغییر و اصلاح ایده از کنار این سنگ بگذریم. انجام پروژه به صورت فریلنسری به این معنا نیست که باید کار تنهایی انجام شود ولی باید بلد بود کار را تقسیم کرد. یک طراح کاربری باید درک درستی از عملکرد و مخاطبان داشته باشد نه اینکه سعی کنید او را با اعداد و ارقام درآمد پیش بینی شده هیجان زده کنید. برنامه نویس نیز همچنین احساسی خواهد داشت.
    پروژه هایتان را پیش بگیرید اما در جهت انجامشان، تصور می کنید اگر ایده تان را “اجرا” کنید به “درآمد” خواهید رسید؟ پس به بخش “اجرا” بپردازید… “درآمد” بموقع خواهد آمد

    1. دقیقا حرفت درسته. پروژه‌ها به خاطر ضعف ایده‌پردازی ضربه‌های سنگینی میخورن که باعث میشه هیچوقت به مرحله اجرا نرسن و خیلی مواقع هم بهانه‌های کوچیک و بزرگ مانع این اتفاق میشه و چیزی که خیلی مهمه میزان اهمیت پروژه و تجربه مدیر پروژه‌ست که راه رو مشخص میکنه و هیجانیه که باید کنترل بشه.

  2. این حالت زیاد پیش میاد. یکی از دلایلش اینه که روحیه کارآفرینی بین متخصص ها نیست و درک درستی از قدرت رشد و نتایج پروژه ندارند. یکی دیگش هم اینه که امیدی به رشد با وضعیت اقتصادی و نفوذ تکنولوژی ندارند.
    اما دلیل اصلی شکست اینه که نه کار تیمی و مدیریت پروژه رو بلدیم نه در اکثر مواقع امکان پیدا کردن تیم درست و مکان کار پروژه رو داریم. البته من خودم با projectsputnik.com برای مدیریت پروژه و تیم تجربه خوبی رو داشتم. امتحانش کنید.

امکان ثبت دیدگاه وجود ندارد.