هاست ایران (hostiran) – مصداق بارز یک سرویس بد

کم پیش می‌آید یک سرویس به قدری مرا ناراحت کند که درباره بد بودن آن مطلبی در اینجا بنویسم. واضح‌تر بگویم تا حالا پیش نیامده بود اما قصه از جایی شروع شد که من برای کسانی که دنبال هاست خوب بودند هاستیران را معرفی میکردم و خب تا یک جایی خوب بود. معمولا برای راه‌اندازی راحت وبسایت‌ها وردپرس را پیشنهاد می‌دهم و برای خودم هم از وردپرس استفاده می‌کنم. بعد از مدتی یک هاست معمولی برای خودم خریداری کردم و یک وبلاگ ساده روی آن راه‌اندازی کردم که دیدم وردپرس به شدت کند اجرا می‌شود. در ابتدا تصور کردم به دلیل منابعی که وردپرس مصرف میکند این اتفاق طبیعی‌ست و هاست را به «ویژه» ارتقا دادم. کمی بهتر شد اما باز کند بود. روی سایت‌های فروشگاهی که با ووکامرس اجرا شده بودند این سرعت عملا برابر با «فاجعه» بود!

مدتی گذشت و من فرض را بر طبیعی بودن این موضوع گذاشته بودم تا وقتی که با سایت‌های دوستان روی هاست‌های بسیار ارزان‌تر دیگر کار کردم و دیدم عملا سرعت آنها بسیار بسیار بهتر از سرویس به اصطلاح ویژه من است. وقتی این موضوع را متوجه شدم که بیش از ۶ هاست ویژه لینوکس از هاستیران گرفته بودم و بنا بر دلایلی همه آنها را با حساب کاربری خود اشخاص خریداری کرده بودم.

مشکل به حدی بود که معمولا ریسپانس تایم من در پنل وردپرس بیش از چند ثانیه طول میکشید (روی بیش از چند وبسایت در چنداکانت متفاوت ویژه) و عملا در هنگام کار در پنل، از ادامه کار منصرف میشدم. برای بررسی بیشتر یک وردپرس بدون هیچ پلاگینی نصب کردم و دیدم مشکل از پلاگین‌ها نیست و واقعا کند است.

پشتیبانی بد

موضوع را به پشتیبانی اطلاع دادم. در ابتدا سایت کش شده من را چک کردند و گفتند سرعت خیلی هم خوب است و وقتی مشکل را بیشتر شرح دادم و از آنها درخواست راهنمایی و در صورت لزوم، افزایش منابع سرور برای اجرای معمولی وردپرس را کردم و این جواب دریافت شد:

هاستیران
پاسخ مشمئز کننده پشتیبانی هاستیران

شاید یکی از دلایل کندی سرویس من، پشتیبانی همه این سرویس‌ها با کمترین سرور و منابع ممکن باشد و وقتی سرویسی اینطور مغرورانه جواب مرا می‌دهد طبیعتا نگاه خوشایندی به آن نخواهم داشت.

به عنوان مواردی که قبلا کمتر به چشم می‌آمد در زمانی نه چندان دور چندین بار هم به صورت تلفنی با پشتیبانان هاستیران صحبت شده بود که لحن سرد و جواب‌های عجیب آنها باعث ناراحتی دوستانم شده بود. این موضوع بیش از سه بار و برای سه نفر پیش آمده بود که متاسفانه باز من فرض را بر طبیعی بودن آن به نسبت فنی نبودن دوستانم گذاشته بودم!

سرویس بد

از طرفی دیگر در یک روز حدود ۲۰ کامنت برای یکی از وبسایت‌ها در سایت قرار داده شده بود که خب طبیعتا ایمیل‌هایی از سمت وردپرس برای مدیر وبسایت ارسال میشود. بلافاصله سایت به مدت ۲۴ ساعت در مهمترین بازه زمانی ممکن، ساسپند شد و دلیل آن ارسال اسپم عنوان شد. بگذریم که بعد از حدودا ۳۶ ساعت (و با پیگیری‌ها) و همان لحن مغرور همیشگی، سایت باز شد اما اگر کسی متوجه ساسپند شدن سایت خود نشود چه؟

قیمت بالا

من مشکلی با قیمت بالا در ازای یک سرویس خوب ندارم و هاست‌هایی که از هاستیران گرفته‌ام گواه این موضوع هستند. به عنوان مثال من ۳ هاست ۵۰۰ مگابایتی هرکدام به قیمت ۱۹۰هزارتومان سالیانه و یک هاست گیگابایتی به قیمت ۳۶۰هزار تومان از آنها دارم که به نسبت قیمت‌های معمول سایت‌های دیگر گران است اما در صورت مشاهده یک سرویس خوب، واقعا مشکلی از لحاظ مالی وجود ندارد اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این بهای بالا صرفا نمایشی شده و پشت حباب آن خبری از سرویس خوب نیست! قطعا هاست‌های فعلی را روی هاستیران تمدید نخواهم کرد. متاسفانه در هیچ کدام از ویژگی‌ها (پشتیبانی، سرویس خوب و قیمت) هاستیران نمره قابل قبولی از سمت من نگرفت. اگر بخواهم صادق باشم حتی بدتر از ضعیف بود.

این مطلب را نوشتم تا دوستانی که قصد تحقیق دارند و یا دنبال سرویس مناسب می‌گردند دچار مشکلات من نشده و سرویس بهتری را انتخاب کنند.

ماتریوشکا، نیم نگاهی به نمایش جدید پارسا پیروزفر

تیاتر ماتریوشکا بر اساس ۸ داستان کوتاه از آنتوان چخوف با نویسندگی، طراحی، کارگردانی و بازیگری پارسا پیروزفر مدتی هست که برای اکران جدیدش در تماشاخانه پالیز به روی صحنه رفته و در این نمایش، تنها بازیگر صحنه (پارسا پیروزفر) وظیفه بازی کردن به جای همه کاراکترهای داستان رو بر عهده داره که در نوع خودش میتونه جالب و هیجان‌انگیز باشه.

مدتی هست عاشق داستان‌هایی با سوژه‌های عام شدم و این علاقه، باعث شد که این نمایش برام جذابتر بنظر بیاد. بازی پارسا پیروزفر و تغییر نقش‌های بی‌درنگ از قالب یک شخصیت به شخصیتی دیگه و تواناییش در کنترل کردن تم شخصیتی کاراکترها، همینطور داستان‌های کوتاه و جذاب آنتوان چخوف دلیل محکمی هستند که باعث میشن این نمایش بتونه شما رو تا پایان سرگرم نگه داره اما شاید همین نقاط قوت نمایش بود که پس از مدتی از شروعش، باعث شد کمی احساس خستگی بهم دست بده و تصور اینکه شاید با بازیگران بیشتر، این نمایش میتونست جذابتر باشه، از ذهنم گذر کرد.

ادامه خواندن ماتریوشکا، نیم نگاهی به نمایش جدید پارسا پیروزفر

یکم فروردین 1393

دو روز در سال هست که همواره از آنها به عنوان یک آغاز جدید و یا یک ادامه‌ی قدرتمندتر یاد می‌شود. یکی روز تولد هر شخص و دیگری اولین روز سال! همیشه در این روزها یک سال گذشته و آینده خود را مرور میکنیم تا بفهمیم چه بر ما گذشته و چه قرار است بگذرد.

سال گذشته من سالی پربار و پر از تجربه‌هایی بود که سال دیگر به ثمر خواهند نشست و در نگاه به گذشته و آینده باید راه «یک ادامه قدرتمند» را روی این سال بگذارم.

نوروز همه دوستانم را بار دیگر از اینجا تبریک میگویم و امیدوارم سال بسیار خوبی را پیش رو داشته باشید.

پ.ن: تصویری که به عنوان کاور این مطلب قرار داده‌ام کار بسیار زیبای دوست خوبم سودابه امیراکبری است (soofolio.com)

فرهاد عیدی

یکم فروردین هزار و سیصد و نود و سه!

قالبی نو

قطعا برای بهتر شدن نیاز به تغییر است. برای تغییر کردن باید قدم برداشت و این قدم با راحت‌تر کردن جو فاروکسا برداشته شد. مدتی‌ست اینجا را غبارروبی کردم و نوشتن را شروع کرده‌ام چون خیلی از دغدغه‌هایی که باعث میشد نتوانم به اینجا سر بزنم از سر راهم برداشته شده و اکنون وقت نوشتن و کار است.

طرح جدید در یک روز طراحی و اجرا شده است و قطعا بی‌نقص نیست. در طراحی قالب جدید از فریم‌ورک‌هایی مانند بوتسترپ و فاندیشن و … استفاده نشده است و هرچه هست خالص است(البته اگر از Sass و Compass فاکتور بگیریم). سعی کردم قالب سبک باشد اما چشمگیر. خیلی ساده نیست اما سعی کردم تا جایی که امکان داشت همه چیز را در سر جای خودش و در بهترین دید از سوی کاربر قرار دهم. در روزهای آتی برای موبایل‌ها هم بهینه خواهد شد و … همین!

یک سال دیگر گذشت از عمر

گاهی مثل برق و باد میگذرد و گاهی دیر. شاید یک سال گذشته سالی بود که هم مثل برق و باد گذشت و هم خیلی دیر! مثل برق و باد گذشت به خاطر اتفاقات بسیار زیاد و تجربه‌های خاص. و دیر گذشت دقیقا به همان دلایل قبلی!

اگر بخواهم یک ارزیابی کلی داشته باشم یک سال فوق‌العاده خوب را از لحاظ کاری سپری کردم و تجربه‌های کوچک و بزرگ بسیاری بدست آوردم که قطعا آذوقه راهم برای آینده خواهد بود. تجربه موفقیت‌ها، کارهای تیمی، دوستی‌های محیط کار و محیط شخصی، پروژه‌های بزرگ و کوچک و … اما تجربه‌های بد هم کم نبودند. صحبت دوستان در اینجا نیست پس صحبتی به میان نمی‌آید. و اما از لحاظ کاری، پروژه‌هایی که اغلب با مدیریت نادرست پیمانکاران آن و پشتیبانی بسیار ضعیف شرکت‌های دولتی شکست خوردند، تجربه‌هایی از به نتیجه نرسیدن کارها، مدیریت‌های درست و نادرست، اشتباهات و موفقیت‌های محیط کار و … . تجربه‌هایی که به تو می‌گویند در یک سال گذشته بیش از 20 پروژه تحویل دادی که تعداد انگشت‌شماری از آنها جزو بهترین کارهای طراحی محسوب می‌شدند اما حتی نمیتوانی برای کسی از آنها صحبت کنی چون پروژه‌هایی ناتمام ماندند و پیمانکاران(دولتی) صرفا برای دریافت بودجه‌ها آن‌ها را راه‌اندازی کردند! ادامه خواندن یک سال دیگر گذشت از عمر